نمی خواهم بگویم ...
نمی خواهم بگویم ...
نمی خواهم بگویی دوستت دارم...چون می گویی باران را هم دوست دارم اما وقتی
زیرباران خسته می شوی از آن فرار می کنی... می گویی آفتاب را دوست دارم
اما وقتی نور شدید آن تنت را می سوزاند از آن گریزان می شوی...
می گویی نسیم ر ا دوست دارم... اما وقتی نسیم تبدیل به باد
میشود از آن متنفر می شوی...می خواهم مرا
همچون قلبی که در سینه ات می تپد
دوست داشته باشی
چون نمی توانی از آن
گریزان باشی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 11:52 توسط ساسان
|
هر وقت دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره