ويرانه كوچك تنهايي من
ويرانه كوچك تنهايي من
مطالبي رو كه در اين بخش تحت عنوان ويرانه كوچك تنهايي من نوشتم، بخشي از دست نوشته هاي خودمه، اميدوارم مورد توجه شما قرار بگيره
1-هميشه قشنگ ترين نوشته ها در سخت ترين لحظات زندگي انسان نوشته مي شوند.
2-هميشه آدم ها قادر به بيان حرف هاي خود براي ديگران نيستند شايد نوشتن بهترين راه براي بيان حرف ها حداقل براي خدا باشد.
3-اي كاش قلب آدم ها آنقدر بزرگ بود كه مي توانست تمام دردهاي عالم را در خود جاي دهد ولي حيف كه قلب بسياري از آدمها حتي توان تحمل يك سختي را هم ندارد.
4-اگر قرار بود زندگي انسان ها به دست خود آن ها به پايان برسد شايد حتي يك نفر هم خود را براي روز دوم زندگي آماده نميكرد.
5-شايد آدمي آنقدر حرف براي گفتن داشته باشد كه ناچار شود براي گفتن همه حرف هاي خود سكوت اختيار كند.
6-اگر آدمي مي توانست تمام افكار روزانه خود را بنويسد شايد همه مرم نويسندگان بزرگي ميشدند .
7-اي كاش ميشد براي يك بار آدمي با قدم گذاشتن در اجتماع چيزي جز محبت از ديگران نبيند ولي حيف كه هرگز اينگونه نبوده است وشايد هم نباشد...
8-قلب آدمي مثل يك بزرگراه شلوغ است كه آدمهاي زيادي در طول روز از آن عبور مي كنند ولي تنها عده كمي در آن توقف ميكنند.
9-اگر آدمي در طول زندگي روزانه به گذشته خود فكر نكند شايد هرگز فرداهاي خويش را نبيند.
10-همشه بايد سعي كنيم در زندگي خود جايي براي ديگران قرار دهيم و اين طبيعت زندگي انسان ها است كه براي آنها زندگي بدون ديگران غير ممكن است.
11-اي كاش تغييرات مردم همانند تغييرات فصل ها بود. اي كاش مردمان نيز مانند فصل هاي سال رفتار قابل پيش بيني داشتند . ولي امان از اين مردم رنگارنگ كه حتي خود نيز توان درك اين رنگارنگي خود را ندارند.
12-اي كاش ميشد مثل پرنده ها به آسمان پرواز كرد و لحظه اي از نظر يك پرنده به جهان نظاره كرد شايد اينگونه ميشد كوچكي و زوال اين دنيا را احساس كرد.
13-اگر مردمان مي دانستند كه آسمان هر لحظه و هر جا در فكر آن ها است فقط لحظه اي كوتاه از عمر خود را صرف فكر كردن به آسمان مي كردند.
14-آسمان با اين همه عظمت و جلال خود فقط با جا به جايي خورشيدي كوچك تيره و تار مي شود. واي بر زندگي انسان هاي ناچيزي همچون ما....
15-اي كاش انسان ها به جاي اينكه هر لحظه جان خود را فداي يكديگر كنند لحظه اي به فكر فداي جان خود براي پرورذگار خويش مي افتادند. ولي كيست كه حتي براي يك بار به اين امر بينديشد.
16-اگر مردم مي دانستند كه پروردگارشان كيست و كيست كه آن ها را از نيستي به هستي رسانده است هرگز در مقابل هم سر تعظيم فرو نمي آوردند.
17-اي كاش ميشد براي يك بار هم كه شده وقتي از پنجره اتاق به بيرون نگاه مي كنيم عظمت خدا در نظرمان جلوه كند نه عظمت مخلوقاتش.
18-زندگي براي ما آدم ها مثل يك بازي است كه هر لحظه به پايان خود نزديكتر مي شود و چه زيباست زماني كه انسان بازي زندگي اش را با موفقيت به سر انجام برساند.
19-كساني كه خود را در مقابل ديگران پوچ و بي ارزش مي دانند هرگز به عظمت خود در مقابل مورچه اي كه خود را در مقابل آن ها كوچك و بي ارزش مي داند فكر نكرده اند.
20-سخت ترين لحظات در زندگي انسان ها زماني است كه آدمي مي فهمد به هدف خويش در زندگي نرسيده است در صورتي كه پيش از آن بر اين باور بوده است كه قله هاي رسيدن به اهداف را فتح كرده است.
21-اي كاش زندگي انسان ها مثل يك خيابان دو طرفه بود تا انسان مي توانست در هنگام برگشت اشتباهات خود را در مسير رفت جبران كند ولي زندگي انسان فقط يك مسير رفت است و بايد به گونه اي آن را طي كرد كه ديگر نيازي به برگشت نباشد.
22-درست در آن هنگام كه انسان گمان ميكند پايان وادي مصيبت نزديك است مصيبت تازه اي آغاز ميشود و انسان را درگير خود ميكند.
23-اگر هر روز زندگي انسان ها دوبار تكرار مي شد شايد ترس از شكست دوباره در روز دوم باعث مي شد بسياري از افراد روز دوم زندگي را بسيار بدتر و نا اميدانه تر از روز اول طي كنند. بدون آنكه انديشه اي براي جبران شكست هاي روز اول داشته باشند.
24-زندگي انسان نبايد به گونه اي باشد كه با گم شدن يكي ار ورق هاي آن امكان ادامه زندگي سلب شود مگر آنكه آن ورق همان كاغذي باشد كه نام خدا در آن نوشته شده است.
25-اگر انسان ها بر روي تمام ورق هاي زندگي خود نام خدا را نوشته باشند ديگر نياز نيست در هنگام مواجه شدن با مشكلات در كتاب زندگي خود به دنبال نام خدا بگردند.
26-اي كاش مي شد زماني كه در آيينه زندگي به خود نگاه مي كنيم تنها خود را نبينيم.
27-دوستان خوب در طول زندگي همچون گنج هاي گران بهاي پنهان هستند هركس بتواند آن ها را پيدا كند در زندگي هرگز گرفتار دشمنان نخواهد شد.
28-انسان هميشه بايد در انتخاب دوستان خود دقت كند چرا كه يك دوست بد ممكن است تمام دوستان خوب تو را به دشمنان تو تبديل كند.
29-اي كاش زماني مي رسيد كه انسان بعد از رسيدن به قله هاي موفقيت دست ديگران را نيز بگيرد نه اينكه مانع رسيدن به آنان به قله ها شود.
30-هر كس در زندگي خود ارزشي براي ديگران قائل نباشد مسلما ديگران نيز براي او هيچ ارزشي قائل نخواهند بود.
31-زندگي انسان ها مثل يك داستانه . مهم نيست كه كي و كجا تموم ميشه مهم اينه كه چه جوري تموم ميشه.
32-هميشه ترس از شكست مانع پيشرفت و پيروزي افراد مي شود.
33-كودكي كه به دنيا مي آيد همه براي آينده او فكر مي كنند ولي شايد هيچكس به فكر گذشته او نباشد.
34-فكر كردن در مورد گذشته خود يا مطالعه در مورد گذشته ديگران درس هايي به ما مي آموزد كه ديگران مي توانند با مطالعه گذشته ما آن ها را بياموزند.
35-اي كاش مي شد باطن افراد را ديد اي كاش مي شد افكار ديگران را دانست و تنها در صورت بود كه انسان مي توانست رفيقان نا رفيق خود را بشناسد.
36-بسياري از مردم فكر ميكنند تنها راه ابراز محبت گفتن آن است ولي محبت هميشه گفتن آن نيست بلكه گاهي سكوت است.
37-بدترين لحظه زندگي هر فرد زماني است كه بداند بهترين دوستي را كه در تمام زندگي بر او اعتماد كرده است تنها دشمن او در زندگي بوده است.
38-شايد بسياري از مردم غروب خورشيد را دلگير بدانند ولي اگر بدانند غروب خورشيد نشانه پيروزي خداوند بر عظمت آسمان است از آن خوشحال خواهند شد. وشايد نه.....
39-دوستان خوب هميشه قسمتي از غم دوستان خويش اند نه دليلي براي غم آن ها.
40-زندگي انسان ها صحنه شكست ها و پيروزي ها است چه قدر خوب است زماني كه پيروزي هاي زندگي بر شكست هاي آن پيروز شوند.
41-اي كاش قلب همه آدم ها مثل مجسمه هاي سنگي از سنگ بود. شايد اينگونه هيچ غم و غصه اي قلب آدمي را نمي شكست.
42-اي كاش هيچ درد و رنجي در جهان وجود نداشت كه انسان ناچار باشد آن ها را در قلب خود جاي دهد.
43-اگر قلب هر انساني به اندازه جسم او بود شايد مي توانست تمام غم هاي زندگي خود را تحمل كندولي حيف؛ كه قلب آدمي توان تحمل اين همه درد و رنج را ندارد.
44-اي كاش خداوند پاداش كارهاي انسان را در اين دنيا به او مي داد نه در قيامت. شايد در اين صورت هيچكس به عادل بودن خداوند شك نمي كرد.
45-هميشه در زندگي زماني كه شادي از يك در وارد مي شود غم نيز از يك پنجره وارد زندگي مي شود.
46-گاهي در داستان زندگي سختي ها آن چنان روح آدمي را در هم مي شكنند كه انسان آرزو مي كند اي كاش هيچگاه داستان زندگي اش آغاز نشده بود.
47-اي كاش آدمي هيچگاه نمي توانست شادي هاي زندگي خود را فراموش كند؛ ولي حيف كه معمولا اين سختي هاي زندگي اند كه هرگز از دفتر ذهن آدمي پاك نمي شوند.
48-هميشه در زندگي افرادي كه بيشتر ليخند بر لب دارند؛ غم هاي بزرگتري را در دل خود جاي داده اتد. وشايد براي انكار آن لبخند بر لب مي زنند.
49-هميشه دوستاني كه در كنار هم جمع ميشوند از بهترين لحظات زندگي خود براي يكديگر سخن مي گويند؛ واين يعني شايد هيچكس توان بيان كردن سختي هاي زندگي خود را ندارد.
50-براي نوشتن خوشي هاي زندگي يك ورق كافيست ولي براي نوشتن غم هاي آن شايد كتاب هم كم باشد.
51-هميشه وقتي تو زندگيت بين يك دو راهي گير كردي راهي رو انتخاب نكن كه در نهايت به نام خدا برسه . راهي انتاب كن كه ابتدا و انتهاش نام خدا باشه.
52-گاهي ممكنه انسان هرگز به هدفش نرسه چون هدفش در يك مسير موازي در كنارش داره حركت ميكه.
53-شايد اگر مردم مي دانستند تمام وجودشان از خاك است هرگز به خود مغرور نمي شدند.
54-شايد اگر خداوند غم را در زندگي انسان قرار نمي داد هيچكس معناي شادي را نمي فهميد.
55-هميشه مي گويند بياييد شادي هايمان را تقسيم كنيم بي خبر از آنكه شايد كسي تنها غم هايش را براي هديه دادن داشته باشد.
هر وقت دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره