دوباره
دوباره
دوباره تنها شده ام!
دوباره دلم هوای تو را کرده است!
خودکارم را از ابر پر می کنم!
وبرایت از باران می نویسم!
به یاد شبی می افتم که تو را در میان شمع ها دیدم!
دوباره می خواهم به سوی تو بیایم!
تو را کجا می توان دید!
در آواز شباویز های عاشق! در چشمان یک آهوی مضطرب!
در شاخه های یک مرجان قرمز!
و یا در سلام دختر بچه ای که تازه نام تو را یاد گرفته است!
برای تو نامه بنویسم و تو نامه هایم را بخوانی!
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 19:28 توسط ساسان
|
هر وقت دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره