مادر
مادر
چه زيباست به خاطر تو زيستن وبراي تو ماندن
و به پاي تو مردن و به پاي تو سوختن
وچه تلخ غم انگيز است دوراز تو بودن
وبدون خوشبختي زيستن براي تو گريستن
وبه عشق و دنياي تو نرسيدن . . .
اي كاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراتر از زندگيست
بدون تو و دور از دستهاي مهربان تو وبه دورازقلب حساست زندگي
چه تلخ و ناشكيباست مادر گل به گل
سنگ به سنگ اين ديار يادگاران تو اند
مادر نامت را بر آسمان نوشتم سرشار از زندگي شد
و آفتاب در برق چشمان مهربانت برخاك نشست
درياهاي بي قرار آرام گرفتند و چمنها سبز
شدند وهمه سروها راست قامت تر به احترام ايستادند .
مادر اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان
هستي من،وقت روييدنم باران مهرباني بودي كه سيرابم كند،
مادر تو شگفتي خلقتي
تو لبريز از عظمتي،
تو راسپاس مي گويم و مي ستايمت . . .
مادر! جزيره قلبت هنوز كشف نشده و هيچكس
نميدونه چه جوري دلتو بايد لرزوند...
جز آن كودكي كه تو را مادر ناميد
هر وقت دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره